چه بگوییم محسن جان چه بگوییم 

به پسر ساله ات چه بگوییم 

بگوییم پدرت رفت با سَلَفی ها بجنگند تا اینجا عده ای با حامیان قاتل پدرت سِلفی بگیرند 

چه بگوییم بعد آن نگاه بعد آن خنجر بعد آن تن بی سر 

در دست داعش اسیر باشی و بدانی تا چند لحظه دیگر شهید میشوی اما چنان با صلابت و استوار بایستی که تن دشمنانت به لرزه بیفتاد 

آهای عزیزی! که میگی میلیونی میگرن بفرما بفرما برو بگیر برو تو ه چقد میگیری لحظه گذاشتن خنجر رو گلوت رو تجربه کنی ... چند میگیری پسر سه سالت یتیم بشه ... چقد ؟ یه میلیون صد میلیون چقد؟


غریب گیر آوردنت 

بدانید و بدانند محسن اولیش نبود آخرینش هم نخواهد بود ...