شک ندارم که همه ی ما یک جای کارمان میلنگد !

همه یک نقطه ی سیاه در زندگیمان داریم؛

که نمیتوانم پاکش کنیم!

شاید یک روز،در یک جایی مرتکب اشتباهی شدیم که

تاوانش حسرت همیشگی است!

شاید روزهایی که می شد بهترین روزهای عمرمان باشند را

به پای کسی گذاشتیم که ارزش وقت گذاشتن و دوست داشتن را نداشت!

اینکه لحظه هایمان را تلف کنیم یا از آنها استفاده کنیم به دست خودمان است!

این خود ما هستیم که به خودمان بد میکنیم!

یاد بگیریم بجای شکایت کردن از دیگران،خودمان را اصلاح کنیم...

#سید_مصطفی_ساداتی


پی نوشت : 

گاهی وقتا آدم با خودش فکر میکنه نمیشد ذهن آدم تنظیمات داشت و میرفتی توش حافظه کش و اضافی بعضی خاطرات رو پاک میکردی ! برای خدا کاری نداشت که، آدم هم راحت میشد ...

بعضی وقتا رفتارایی از اطرافیانت که برات محترم بودن میبینی که یهو از همه چی خسته میشی ... آدم همیشه سعی میکنه احترام همه رو نگه داره ولی بعضی وقتی بعضیا احترام زیادی بهشون میزاری جفتک میندازن ... آدم نمیدونه چیکار کنه ... کلا نباشه برا بعضیا بهتره اینجوری قدر عافیت رو هم میدونن و حسرت میخوره چرا مث خوشون باهاشون رفتار نکرد که الان اینجوری نشن ...


پی نوشت ۲ : عذاب وجدان خیلی بده تا حالا اینقد درگیرش نشده بودم ... امروز زدم تو گوش برادرزادم الان عذاب وجدان داره اذیتم میکنه ولی حقش بود ! زنگ هم زدم باهام حرف نزد !! 

اینروزا شدید محتاج پاییز «این منطقه» هستم حال آدمو خوب میکنه...