میم حا

آدمی که شبیه همه نیست !
سلام خوش آمدید

همه چیز رو خسرو خان گفته من چی بگم دیگه ...


  • میم حا

حماقت یعنی اینکه به بهانه نظام مردم رو بزنی ، یعنی اینکه برای مخالفت با یه نهاد نظامی سربازاش رو بزنی ! کسایی رو که تنها دوسال مهمون اونجان

حماقت یعنی اینکه خودتو مخالف و برنداز در نظر بگیری ولی موافق کسایی باشی که میخوان کشورتو تیکه تیکه کنن 

حماقت یعنی اینکه امروز تو فروشگاه بودم از این همواره تخفیف ها ، یه لنده خدایی شیش تا روغن بزرگ بدون پالم فلان مارک رو برداشته بود بهش گفتم رستوران دارین ؟ گفت نه قراره دوماه دیگه قحطی بیاد به خاطر اون زیاد برمیدارم تو هم بردار گفتم برادر من اینجوری که شما دارین میخرین ده روز دیگه قحطی میاد چرا دوماه دیگه ؟

حماقته زمان زندگیه ای رو که میشه تو صلح گذروند به خاطر جنگ هدر داد ، حماقته !

  • میم حا

تغییر کردم ، یک ماه و سیزده روزه بخاطر اینکه خودم رو نشون بدم تغییر کردم . تو این مدت از اینجا به اونجا میرفتم که یه چیز رو ثابت کنم ، حالا فهمیدم که اون چیزی رو که خودم داشتم از بقیه میخواستم که به من بدن ... 

بد وضعی بود خلاصه 

  • ۲ نظر
  • ۱۳ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۴۸
  • میم حا

چشم از او

 جلوه از او

 ما چه حریف‌ایم، ای دل؟!

#شهریار


پ.ن :

1-شما بودین به این چشمها نگاه میکردین عاشقش نمیشدین ؟ ( عکس )

لبخندش حکایت شرارتهایی رو داره که قراره انجام بوده !

2- دیدین وقتی میخوای چیزی رو ترک کنی اولش چقد سخته ؟ در حال ترک اعتیاد به اینترنت هستیم ، مثلا . هیچ نوع بسته ی اینترنتی غیر از ساعت 6صبح تا دوازده ظهر نمیگیرم ولی تو ساعات دیگه با شارژ استفاده میکنم ، چه ترکی واقعا (: 

3- فیلم I can imagine only رو ببینید ، خوشتان میاید (:


  • ۹ نظر
  • ۱۰ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۱۲
  • میم حا

کیهان همه آن چیزی است که وجود دارد ، وجود داشته یا به وجود خواهد آمد . ما در آستانه سفری هستیم که مارا از ابعاد بی نهایت کوچک به جهانی بی نهایت و از آغاز زمان به آینده ای بسیار دور خواهد برد . به کاوش کهکشان ها و ستاره ها و دنیاهایی دیگر خواهیم پرداخت . به راه رفتن روی امواج گرانشی فضا-زمان خواهیم پرداخت ، با زندگی در دل آتش و یخ روبرو خواهیم شد ، به کشف اتم هایی هم جرم با خورشید و حهان هایی کوچکتر از اتم خواهیم پرداخت ، داستانی در باره خود ما هم هست حماسه ای از اینکه چطور گروهی از شکارچیان راه خود را به سوی ستارگان پیدا کردند، یک ماجراحویی با قهرمانان بزرگ .

برای شروع این سفر به قوه تخیلمان نیاز داریم اما قوه تخیل به تنهایی کافی نیست چرا که واقعیت جهان بسیار شگفت انگیز تر از چیزی است که بتواند در تخیل ما جای بگیرد. این سفر بزرگ به کمک چندین نسل از محققانی ممکن شده است که به مجموعه ای از قوانین وفادار و متعهد بوده اند. حال با من همراه شوید در این سفینه خیال رها از محدودیت های فضا-زمان می توانیم به هرجایی سفر کنیم ، قبل از اینکه بتوانیم به دور دست های عالم سفر کنیم باید آدرس کیهانی خودرا بدانیم . زمین اولین قسمت از این آدرس ماست ، ما روی زمین زندگی میکنیم تنها خانه ای که تا کنون در پهنه های گسترده کیهان شماخته ایم . نزدیک ترین همسایه به ما ماه است بدون هوا ،بدون اقیانوس و بدون حیات ، تنها دارای زخم هایی به یادگار از برخوردهای کیهانی . ستاره ما نیرو بخش بادها و موج ها و همه ی انواع حیاتی است که در سطح سیاره ما وجود دارد . خورشید همه ی سیاره های منظومه شمسی را در کنار خود جمع کرده است ...

این متن قسمت ابتدایی مستند "کیهان : ادیسه ای فضا-زمانی" بود ، این مستند رو میتونین از اینجا ببینین . قسمتهای دیگه ای از این مستند رو به صورت متن تحت همین عنوان "سفینه خیال" قرار میدم برای کسایی که نمیتونن ببینن این مستند جذاب رو ...


  • ۳ نظر
  • ۰۲ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۴۱
  • میم حا

کتابی که خوندم و میتونم بگم تاثیر زیادی تو زندگیم داشت کتاب تاریخچه زمان از استیون هاوکینگ ، استیون هاوکینگ مهم ترین نظریه پرداز عصر ما در زمینه فیزیک بود . و کمتر آدمی رو با یکم مطالعه میشه پیدا کرد که حداقل اسمش رو نشنیده باشه البته از نظر بعضیا همون آدم فلجس که رو ویلچر نشسته بود .

سال 95 من برای دومین بار کنکور دادم ، بعد از اعلام نتایج و انتخاب رشته وقتی نتایج نهایی اومد من،  فیزیک قبول شدم یکی از چندیدن رشته ای که انتخاب کرده بودم . اولش گنگ بودم و نمیدونستم چیکارکنم خواستم نرم اما وقتی فکر کردم دیدم که همیشه یکی از علایق من همین رشته بوده از خیلی وقت پیش ها ، ولی هنوز به خاطر حرف مردم مردد بودم ، هیچ وقت حرف بقیه برام مهم نبود نمیدونم چرا تو اون دوران مهم شده بود .

این کتاب رو اتفاقی پپدا کردم و اولین کتابی بود که از هاوکینگ خوندم ، موضوعات مختلفی داره الهیات ، فلسفه و فیزیک ، مطالبی که درباره خدا داره اما موضوع زمان در کتاب مهم تر از اینهاس ، مسئله ی لاینحل زمان

چه تو این کتاب چه توی زندگی عادی زمان مهم ترین مسئله س ، آدمایی که اون زمان حرفشون برای من مهم شده بود به من میگفتن چرا وقتتو بزاری برای کاری که پول توش نیست ، پول مهمه برای همه اما همه چیز نیست برای کسی که به چیزی یا کاری علاقه داره ، این کتاب و استیون هاوکینگ به من یاد دادن که نباید یکسری شرایط جلوی رسیدن آدم به آرزوهاش رو بگیره چه آدمی که روی وپلچره و چه کسی که سرپا وایساده . یادگرفتم برای چیزهایی که دارم تلاش کنم نه اون چیزی که معلوم نیست بتونم داشته باشم !


 به صورت خودجوش تو هیچ چالشی شرکت نکرده بودم ، اما این داغان کاری کرد که گفتم حتما ارزش یکبار امتحان کردن رو داره .

دعوت میشه 

آقای حسین 

خانم نیلی 


  • ۶ نظر
  • ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۳۰
  • میم حا

یه فیلمی بود که یادم نیس چی بود ، یه دیالوگی داشت که اونم تقریبا یادم نیست ، ولی اون صحنه از فیلم یادمه یه کاراکتر زن بود که میگفت ،به نظرت اگه ما بمیریم اون دنیا تموم خاطراتمون از اینجا یادمونه ؟ کاراکتر روبه روش میگفت اره دیگه اگه نبود که خیلی بد میشد ، اون کاراکتر اولیه میگفت ای کاش یه سری چیزا یادمون میرفت ...

اره راست میگفت کاش یه سری چیزا از یادمون میرفت ، یه عمر حسرت خیلی چیزا رو بخوری بعد هم بمیری دوباره حسرت بخوری ؟ والا ظلمه 


پ.ن: همسایه گرامی ساعت یک شب وقت جوگیر کردن بچهبرای پشتک زدن نیست ، بچه ساعت خواب داره ، رعایت کن
  • ۶ نظر
  • ۲۵ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۵۳
  • میم حا

کُردها یه کلمه ی پر مهری دارن به اسم 'باوان' اگه بخوایم ساده ترجمه کنیم میشه جگر گوشه ، اما در اصل از بابا و مامان میاد یعنی خانه پدری 

وقتی کسی میگه 'باوانِم' یعنی چنان با دل و جانم آمیختی که گویی ریشه منی ...

  • میم حا

لیلا تو فقط بخون ، فقط خودت 

آقای حامد عنقا علاقه خیلی خاصی بهت داره ، خودت میدونی که ! توی تنهایی لیلا عاشق شدی ، اتفاقا توی پدر هم عاشق شدی ! اونجا عاشق یه آدم مذهبی شدی اینجا هم همینطور ، اونجا معشوقت برای فرار از گناه به خودش آزار رسوند اتفاقا اینجا هم همینطور ، اونجا همسرت مرد اینجا هم همینطور ،یه بچه داشتی افتادی زندون همش همینجا تکرار شد ، با یه سری تغییرات کوچیک ! 

لیلا ، به حامد بگو اینبار خواست تَکرار کنه یادش باشه آدمای مذهبی هم میخندن ، تفریح دارن از بقیه جدا نیستن ! به حامد بگو مذهبی ها انقد خشک نیستن دفعه بعد یکم بیشتر توجه کنه !

#موقت

  • ۷ نظر
  • ۰۹ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۰۰
  • میم حا

فکر کردن بهش سخته ، شروعش سخته ، ادامه دادنش سخته 

اما نباید هیچ وقت از اون چیزی که میخوایم دست بکشیم ، صبر کردن سخته اما حسرت خوردن خیلی سخت تره ...


قسمتی از سختی های اینروزا !

  • ۵ نظر
  • ۰۵ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۶
  • میم حا
میم حا

دکتر برند : من از مرگ نمی ترسم من یک فیزیکدان هستم و تنها از زمان می ترسم
"در میان ستارگان 2014"

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب